شمال افسردگی هنرمندان بازیگران آمریکایی

شمال: افسردگی هنرمندان بازیگران آمریکایی هنرمند خودکشی هنرپیشه گلوله زندگی

گت بلاگز اخبار کنکور و دانشگاه تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات! , از بین بردن بخشنامه ای کنکور

در کشورهای اسکاندیناوی که سرآمد دنیا در آموزش و پرورش هستند، اکثر دیپلمه ها، در رشته ای که در مدرسه آموخته اند مشغول به کار می شوند و درصد اندکی جهت دانشمند شدن

تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات! , از بین بردن بخشنامه ای کنکور

از بین بردن بخشنامه ای کنکور؛ تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات!

عبارات مهم : آموزش

در کشورهای اسکاندیناوی که سرآمد دنیا در آموزش و پرورش هستند، اکثر دیپلمه ها، در رشته ای که در مدرسه آموخته اند مشغول به کار می شوند و درصد اندکی جهت دانشمند شدن یا تصدی مشاغلی که نیازمند تحصیلات عالیه اند به دانشگاه می روند.

بحث از بین بردن کنکور دانشگاه ها، سالیانی است که در جریان هست؛ علاوه بر دلایل متعددی که جهت از بین بردن کنکور می آورند، در سال های اخیر دو علت، بیش از بقیه دلایل، مطرح می شود:

1 – کنکور باعث شده است است مؤسسات زیادی حول آن شکل بگیرند و تبعات منفی متعددی را بر نظام آموزشی تحمیل کنند.

تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات! , از بین بردن بخشنامه ای کنکور

2 – کنکور، استرس را در دانش آموزان نهادینه کرده است.

آنچه اکنون مطرح می شود این است که کنکور را از بین بردن کنند و دانشگاه ها بر اساس سوابق تحصیلی و نمرات دانش آموزان در طول دوره دوم متوسطه ، دانشجو بگیرند.

در کشورهای اسکاندیناوی که سرآمد دنیا در آموزش و پرورش هستند، اکثر دیپلمه ها، در رشته ای که در مدرسه آموخته اند مشغول به کار می شوند و درصد اندکی جهت دانشمند شدن

به نظر می رسد بزرگ ترین عارضه در فرایند از بین بردن کنکور، نگاه بخشنامه ای به آن هست؛ یعنی گمان می کنند همان طور که روزی با یک دستور کنکور ایجاد شد، اینک نیز می توان با یک مصوبه کنکور و تبعات منفی اش را از بین بردن کرد.

البته می توانند از همین امسال دستور دهند کنکور از بین بردن شود ولی آسیب های آن که طی سال های دراز حول آن شکل گرفته اند، می توانند مستقل از کنکور نیز ادامه حیات دهند.

حذف بخشنامه ای کنکور؛ تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات!

صورت مسأله غلط است

تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات! , از بین بردن بخشنامه ای کنکور

بر این باورم که در این بحث، اساساً “مسأله و مشکل” به درستی شناسایی نشده هست؛ یعنی فکر می کنند مسأله ای که باید حل شود، “کنکور” است حال آن که مسأله واقعی، که کنکور هم تابعی از آن هست، “مدرک گرایی و عطش ناشی از آن جهت ورود به دانشگاه” است.

این مسأله هم ریشه تاریخی دارد؛ بعد از آخر حکومت قاجار، رضا شاه شرکت اداری و دیوانسالاری کشور را عوض کردن شکل داد و نوسازی کرد. این ساختار عظیم دولتی جهت جذب نیرو، افرادی که تحصیل کرده بودند را در اولویت قرار داد: از آنهایی که شش کلاس سواد داشتند تا افرادی که از دانشگاه های فرنگ و عمدتاً فرانسه فارغ التحصیل شده است بودند.

در کشورهای اسکاندیناوی که سرآمد دنیا در آموزش و پرورش هستند، اکثر دیپلمه ها، در رشته ای که در مدرسه آموخته اند مشغول به کار می شوند و درصد اندکی جهت دانشمند شدن

آنچه در آن وقت نهادینه شد و تا کنون نیز ادامه دارد این است که اگر می خواهی ارتقاء شغلی پیدا کنی و درآمدت زیاد باشد، مدرک تحصیلی بالاتری را به کارگزینی محل کارت ارائه بده.

کار دوم رضا شاه، توسعه ساخت و سازها در کشور بود که راه آهن نمونه بارزش هست. در این پروژه ها عمدتاً از مهندسان خارجی استفاده می شد و ایرانی ها جهت تصاحب جایگاه خود در این پروژه ها، به مسابقه جهت تحصیل علوم و فنون تازه در دانشگاه ها پرداختند. بعدها به خاص در دوران پهلوی دوم، بحث بهداشت عمومی مطرح شد و به علت کمبود دکتر در ایران، پزشکان هندی وارد شدند و در شهرها و روستاها به فعالیت پرداختند. این بار نیز ایرانی ها جهت پر کردن خلأ، به مسابقه جهت ورود به دانشگاه پرداختند و دکتر شدن یک آرزوی همگانی شد.

تکثیر استرس دانش آموزان و گسترش کاسبی مؤسسات! , از بین بردن بخشنامه ای کنکور

در واقع آنچه در گذر وقت رخ داد، این بود که رسیدن به اعتبار اجتماعی و درآمد از طریق دانشگاه، تضمین می شود و البته در اوایل هم همین گونه بود و امکان نداشت کسی از دانشگاهی فارغ التحصیل شود ولی شغل مناسب و درآمد مکفی نداشته باشد؛ وضعیتی که رفته رفته رنگ باخت و اینک با انبوه بیکارانی که از دانشگاه های متفاوت کشور فارغ التحصیل شده است اند مواجهیم، از دکتر و مهندس گرفته تا لیسانسیه ها و فوق لیسانس های رشته های مختلف.

حذف کنکور و باقی ماندن مصائب آن

با این مقدمه بر می گردیم به اصل بحث: از بین بردن کنکور نیاز جامعه جهت تحصیلات عالیه را نمی کاهد بلکه مسیر آن را عوض کردن می دهد.

اگر امروز همه استرس ها در روز کنکور جمع شده است هست، با از بین بردن کنکور و جایگزینی نمرات دوره متوسطه به جای آن، این استرس تکثیر می شود (نه تقسیم) و به تمام دوران متوسطه دوم تسری می یابد آیا که دانش آموزان در تک تک امتحانات این سه سال و ایام منتهی به هر امتحانی، استرس کنکور را تجربه می کنند و اگر روزی در امتحان یا امتحاناتی به هر علت نتوانند نمره خوبی بگیرند، ناامیدی از آینده به استرس هایشان افزوده می شود.

بنابر این، از بین بردن کنکور به شکلی که مطرح هست، نه تنها استرس را از بین نمی برد بلکه آن را گسترش می دهد.

از سوی دیگر، مؤسسات کنکور زمینه بیشتری جهت ورود به مدارس پیدا می کنند آیا که اگر امروز تمرکز آنها بر روز کنکور است ، در چنان شرایطی، هر امتحانی در مدرسه و مناطق آموزش و پرورش، زمینه ای جهت کاسبی این موسسات و زیاد کردن فشار بر دانش آموزان و خانواده ها خواهد بود.

لذا با بسنده کردن به از بین بردن کنکور نه تنها پرسشها حل نمی شود بلکه بر دامنه آن افزوده خواهد شد.

چه باید کرد؟

تنها راه منطقی و عقلانی که در دنیا هم تجربه شده است و جواب داده ، این است که اساساً نیاز به ورود به دانشگاه کم کردن یابد. این مهم، با زیاد کردن کیفیت آموزشی در مدرسه میسر است.

نظام کنونی آموزش و پرورش ایران، معطوف به کنکور هست، یعنی میلیون ها دانش آموز و معلم، 12 سال کار می کنند تا دیپلمه ها وارد دانشگاه شوند و تازه در دانشگاه کار یاد بگیرند (اگر یاد بگیرند!)؛ در واقع، خروجی نظام آموزش و پرورش، افراد ناکارآمدی هستند که هنگامی که به خود می آیند می بینند که در هیچ کاری سررشته ندارند، بنابراین به دانشگاه می روند تا شاید آنجا فرجی حاصل شود (که عمدتاً نمی شود!).

در حالی که اگر آموزش و پرورش بتواند در 12 سالی که دانش آموزان را در اختیار دارد، از آنها افرادی علاقه مند به کار و نسبتاً ماهر در یک رشته بسازد، اکثر آنها اساساً نیازی به دانشگاه احساس نخواهند کرد.

قطعاً با سیستم کنونی آموزش و پرورش نمی توان به این مهم دست یافت. آموزش و پرورش نیز توان و امکانات چنین تحولی را ندارد لذا باید به اصناف میدان و امکان قانونی داد تا وارد آموزش و پرورش شوند و نیروی کار آینده ارزش را در دبیرستان های تخصصی خودشان تربیت کنند.

دانش آموزان باید بتوانند در رشته-شغل هایی که هم اکنون در جامعه وجود دارند، تحصیل علم و تجربه کنند، مثلاً صنف رستوران دارها در رشته های آشپزی، پذیرایی و مدیریت رستوران ها مدرسه داشته باشد و به افراد دیپلم دهد، همین طور است اصناف دیگری مانند سوپرمارکت ها، نجارها، پرورش دهندگان گل و گیاه، قنادان، تولید کنندگان لباس، تعمیرکاران خودرو، مبل سازان، مؤسسات تبلیغاتی، ارائه دهندگان خدمات تلفن همراه، خشکشویی ها، شرکت های بازاریابی، آرایشگاه ها، انتشاراتی ها، صنف طلا و جواهر، کفاشان، اتحادیه های کشاورزی و دامداری، مؤسسات برگزاری مجالس، تأسیساتی ها، آژانس های گردشگری، تولید کنندگان و فروشندگان ابزارآلات ساختمانی و … .

فکر کنید که اگر میلیون ها دانش آموز بر اساس علاقه، امکانات، شغل خانوادگی و … وارد آموزش های صنفی شوند، دیپلم بگیرند و شغل و درآمد آینده ارزش را در دسترس ببینند، آیا از حجم میلیونی متقاضیان دانشگاه کم نخواهد شد؟!

آیا یک فرد دیپلمه که کاری بلد است و می تواند مستقل و بافایده باشد بهتر است یا فردی که در دوران مدرسه هیچ نیاموخته و تنها دستاوردش از دانشگاه، یک برگ کاغذ فارغ التحصیلی است؟

در کشورهای اسکاندیناوی که سرآمد دنیا در آموزش و پرورش هستند، اکثر دیپلمه ها بعد از فارغ التحصیلی از مدرسه، در رشته ای که در مدرسه آموخته اند مشغول به کار می شوند و درصد اندکی جهت دانشمند شدن یا تصدی مشاغلی که نیازمند تحصیلات عالیه اند به دانشگاه می روند.

علاوه بر این که باید مدارس به سمت مهارت آموزی واقعی بروند، دانشگاه ها نیز باید کیفی شوند تا از میزان متقاضیان آن کاسته شود. در کشورهای پیشرو، هر چند ورود به دانشگاه ساده است ولی فارغ التحصیل شدن از آن، کار بسیار مشکل هست. ولی در ایران، ورود به دانشگاه های معتبر سخت و فارغ التحصیلی از آن بسیار راحت هست. بنابر این، همه می کوشند مشکل آزمون ورودی را به جان بخرند تا راحتی فارغ التحصیلی و کسب مدرک را تضمین کنند!

کنکور، دانشگاه و مدرک، در کشور عزیزمان ایران امروز موضوعاتی خاص حوزه علم و دانش نیستند بلکه به پدیده های عمیق اجتماعی با ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده است اند. بنابراین، راه های ذکر شده است جهت عبور از اوضاع کنونی، هر چند مورد نیاز اند ولی کافی نیستند. باید اتفاقات گسترده تر و عمیق تری رخ دهد، به عنوان مثال بخش شخصی جهت جذب افراد، از آنها مدرک تحصیلی نمی خواهد بلکه به دنبال مهارت آنهاست؛ لذا با گسترش بخش شخصی مدرک گرایی خود به خود جای خود را به مهارت گرایی می دهد. عوض کردن نگرش به مدرک گرایی، گسترش فرهنگ احترام به همه مشاغل و نظایر این ها هم زیرساخت های فرهنگی عنوان هستند که باید از سوی کسانی که دغدغه از بین بردن کنکور دارند، مورد توجه و برنامه ریزی جدی قرار گیرد.

خلاصه کلام آن که هر چند کنکور یکی از مصائب کشور عزیزمان ایران امروز است ولی نباید در از بین بردن آن تعجیل کرد، آنچه باید در آن عجله کرد، عوض کردن و اصلاح در نظام آموزشی است تا از یک سو، مدارس به جای متقاضی کنکور، انسان های ماهری تربیت کنند که آینده خود را وابسته به دانشگاه ندانند و از سوی دیگر، دانشگاه ها کیفی شوند تا فارغ التحصیلی از آنها ساده نباشد.

اگر این اتفاقات نیفتد، مشکلی حل نشده، بلکه کلی هزینه کرده ایم تا مسئله از جایی به جای دیگر انتقال یافته شود!

عصر ایران/ جعفر محمدی

واژه های کلیدی: آموزش | استرس | ایران | مدرسه | آموزشی | ایرانی | دانشگاه | دانشگاه | حذف کنکور

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz